السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
593
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
و گفتگو بسيار شد . گروهى از اهل بينش و افراد داراى حسن نيّت هم از همراهى با پيغمبر ( ص ) خوددارى كردند كه نمىپنداشتند جنگى خواهد بود ، بلكه گمان مىبردند اين سفر براى كسب غنيمت است . اگر گمان مىكردند كه جنگ خواهد شد ، هرگز تخلف نمىكردند . « 1 » خداوند متعال در قرآن واكنش مسلمانان را چنين بازگو فرموده است : كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ ، يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ . « 2 » همان گونه كه پروردگارت تو را از خانهات به حقّ بيرون آورد و حال آن كه دستهاى از مؤمنان سخت كراهت داشتند ؛ با تو دربارهء حقّ - بعد از آن كه روشن گرديد - مجادله مىكنند . گويى كه آنان را به سوى مرگ مىرانند و ايشان ( بدان ) مىنگرند . شايد برخى از اين جهت كراهت داشتند كه قريش در مقابل چنين اقدام خطرناكى سكوت نخواهد كرد . از همين ، توان فهميد كه گفته برخى بىجاست كه مىگويند : متخلّفان گمان نمىبردند كه پيغمبر ( ص ) جنگ خواهد كرد . « 3 » از نظر ما اين تلاشى است ، براى عذرتراشى به نفع متخلّفان ، اگر چه بىفايده و نامعقول است . چه آيهء قرآن بهترين دليل بر نادرستى اين سخن است . به هر حال مسلمانان از مدينه بيرون رفتند ، امّا ابو سفيان با خبر شد و كسى را به مكّه فرستاد تا قريش را براى نجات كاروان خبردار سازد . عبد الرحمن بن عوف ، سعد بن ابى وقّاص ، مقداد و قدامة بن مظعون از جمله كسانى بودند كه در مكّه شكنجه شدند . آنان از پيامبر ( ص ) اجازه مىخواستند تا با مشركان بجنگند ، امّا به آنها اجازه جنگ داده نمىشد . هنگامى كه فرمان
--> ( 1 ) . بنگريد : شرح نهج البلاغه ، 14 / 85 ؛ المغازى ، 1 / 20 - 21 ؛ بحار الانوار ، 19 / 328 ؛ سيره حلبى ، 2 / 143 . ( 2 ) . انفال ( 8 ) : 5 - 6 . ( 3 ) . نساء ( 4 ) : 77 ؛ بنگريد : الكامل فى التاريخ ، 2 / 116 .